شعار سال
جمعه 17 مهر 1405
  • 1405/07/06 - 09:02
  • - تعداد بازدید: 16
  • - تعداد بازدیدکننده: 15
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

کرامت، سازمان اخلاقی، سازمان بالنده

سید بهنام مهردل مدیرکل آموزش فنی و حرفه‌ای استان مازندران سازمان، پیکره‌ای زنده است و روح آن در تپش همدلی، عدالت و کرامت انسانی جاری است. مدیریت نیز تنها تصدی یک جایگاه نیست؛ امانتی است سنگین بر دوش انسان‌هایی که باید با تکیه بر خرد، اخلاق و قانون، مسیر تعالی را برای همه ذی‌نفعان هموار کنند. من به‌عنوان خادم کوچک شما در اداره‌کل آموزش فنی و حرفه‌ای استان مازندران، باور دارم که این نگاه باید در سراسر سیستم جاری شود و همه ما، از هر جایگاه، آن را رعایت کنیم و نگذاریم مسائل حاشیه‌ای، ما را از اصل و مأموریت سازمان دور کند. سازمانی که بنیادش بر کرامت انسانی و اخلاق حرفه‌ای استوار باشد، می‌تواند مسیر پیش‌روی و بالندگی را بپیماید؛ زیرا اخلاق، نه مانع پیشرفت، که زیربنای آن است. باور من این است که در تصمیم‌ها، عدل و انصاف، قانون و مصلحت سازمان و نیروی انسانی باید چراغ راه باشد. تبعیض، گروکشی، جناح‌بندی، حاشیه‌سازی شخصی و رفتارهای غیرسازنده در فضای سازمان ما جایی ندارد. هیچ نظریه مدیریتی، هرچند فاخر و علمی، بدون پیوند با اصول انسانی و اخلاقی، توان ایجاد تحول پایدار را ندارد. از تئوری سیستم‌ها که سازمان را شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته می‌بیند تا مکتب روابط انسانی که بر بعد عاطفی و روانی کارکنان تأکید می‌کند، همه یک حقیقت را فریاد می‌زنند: انسان، محور توسعه است و کرامت او، خط قرمز مدیریت. سازمانی که کرامت انسان را پاس می‌دارد، سرمایه اعتماد را در خود انباشته می‌کند؛ و اعتماد، سوخت اصلی پیش‌روی سازمانی است. انتظار دارم همکاران با احترام، دلسوزی، همدلی و روابط عاطفی سالم با یکدیگر رفتار کنند. غرور، تحقیر، تهدید، قدرت‌نمایی، لحن تند و هر رفتار تنش‌زا شایسته فضای سازمانی ما نیست. رهبری خدمتگزار و رهبری تحول‌آفرین به ما می‌آموزند که مدیران بزرگ، پیش از آنکه بر دیگران فرمان رانند، بر خود حاکم‌اند و به جای تکیه بر سلسله‌مراتب قدرت، بر اعتماد، الهام‌بخشی و توانمندسازی استوارند. در نگاه من، مدیر یعنی خدمتگزاری که با فروتنی، زمینه بالندگی دیگران را فراهم می‌کند و هرگز اجازه نمی‌دهد جایگاه سازمانی، حجابی بر چشمانش شود. چنین مدیری، پیش‌رو بودن سازمان را نه در ساختار، که در پرورش انسان‌ها می‌جوید. می‌پذیرم که رقابت‌های اداری وجود دارد و به وجود گروه‌های غیررسمی درون سازمان آگاهم؛ اما این رقابت‌ها باید در چارچوب خدمت، بهبود عملکرد و حل مشکلات مردم باشد، نه جدال‌های بی‌حاصل، خودنمایی، اثبات برتری یا تخریب دیگران، به‌ویژه مدیران و رؤسای قبلی. اگر مدیری تصور کند رفتارهایش با منتقدان اینجانب می‌تواند محبوبیتی نزد من کسب کند، کاملاً در اشتباه است. سازمان، صحنه خودنمایی نیست؛ میدان خدمت است و خدمت صادقانه، تنها معیار ارزشمندی است. اعتقاد دارم مسائل مربوط به حوزه سرپرستی و اختلافات شخصی باید در همان سطح مسئولیت و سپس در مراجع تخصصی مربوط، به‌صورت کاملاً کارشناسی حل شوند. شکایت‌های مکرر، روایت‌های یک‌طرفه و کشمکش‌های غیراداری برای من پذیرفتنی نیست. اگر کسی از این نگاه برای اعمال فشار بر سیستم استفاده کند و مسیر خدمت به مردم را با چالش روبه‌رو سازد، طبق مقررات و قانون با او رفتار خواهد شد؛ اما همواره هدف نخست، اصلاح، توانمندسازی و بازگرداندن فرد به مسیر خدمت است، نه حذف او. زیرا در مدیریت کرامت‌محور، حتی برخورد با تخلف نیز باید با حفظ کرامت انسانی و در خدمت رشد فرد و سازمان باشد. تئوری مدیریت بر مبنای شایستگی و ظرفیت‌سازی سازمانی حکم می‌کند که هر مسئله در جای خود حل شود؛ این خود نشانه بلوغ سازمانی و توانمندی مدیران است. توان مدیریتی را در آن می‌بینم که مسائل هر مرکز در خود مرکز حل شود؛ مگر آنکه افرادی کل سیستم را هدف قرار دهند و مرتکب تخلفی شوند؛ در این صورت، بر همه ما لازم است با متخلف جدی برخورد شود، آن هم در چارچوب قانون و با رعایت انصاف. باور دارم که هر رفتار، گفتار، تماس، موضع‌گیری و تصمیم مدیر، فقط به خود او برنمی‌گردد؛ بلکه به سازمان و مقام منصوب‌کننده نیز نسبت داده می‌شود. در نظریه سیستم‌ها، سازمان همچون شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته است که هر اقدام در یک نقطه، بازتابی در سراسر مجموعه دارد؛ پس باید تبعات رفتارمان را در کل سیستم، در نظر بگیریم. این نگاه سیستمی، ما را از تصمیم‌های شتاب‌زده و رفتارهای جزیره‌ای بازمی‌دارد و به سوی تصمیم‌گیری مسئولانه و هم‌افزا سوق می‌دهد. در انتصابات، ملاک من تخصص، تجربه، تعهد، تأثیرگذاری، رعایت اخلاق حرفه‌ای، ظرفیت واقعی مدیریتی و وفاداری به سیستم بود. باورم این است که تجربه بدون ظرفیت اداری و مدیریتی کافی نیست. بر موقتی بودن جایگاه خود و همه عزیزان باور دارم؛ اما همین دوره موقت را فرصتی برای خدمت حداکثری و تحقق اهداف سازمان می‌دانم و بر همین اساس تصمیم می‌گیرم.
اگر در هر یک از این موارد خللی ببینم، از نگاه من آن فرد شرایط حضور در تیم مدیریتی را ندارد. تأکید می‌کنم که مدیران گذشته، به‌ویژه مدیرانی که در تیم مدیریتی بنده قرار نگرفتند، سرمایه‌های سازمان هستند و نباید از مشورت آنان بی‌بهره بمانیم. احترام به این سرمایه‌های سازمان بر تک‌تک ما لازم و ضروری است. سازمانی که تجربه‌های گذشته را ارج ننهد، از آموختن بازمی‌ماند؛ و سازمان یادگیرنده، سازمانی است که گذشته را چراغ راه آینده می‌داند. سازمان یادگیرنده، پیش‌رو بودن را در توانایی خود برای آموختن از گذشته و گشودگی به آینده می‌یابد، نه در انکار تجربه‌های پیشین. در پایان، کوشیده‌ام نگاهم به مردم، نگاهی مردمی و عاطفی باشد و بر همین اساس ببینم و رفتار کنم. خدمت به آنان را عبادت می‌دانم و کرامتشان را خط قرمز می‌شمارم. هدف نهایی، ایجاد محیطی سالم، منصفانه، دلسوزانه و به‌دور از حاشیه برای خدمت بهتر به سازمان، همکاران و مردم است. از همه مدیران و همکارانم، به‌ویژه رؤسای منصوب‌شده، می‌خواهم این‌گونه فکر کنند و این‌گونه بنگرند؛ همان نگاهی که در انتصابات آنها در نگاه بنده وجود داشت. بیایید با هم سازمانی بسازیم که در آن هر انسان احساس ارزشمندی کند و هر خدمت رنگ اخلاص بگیرد. این، همانا تحقق مدیریت با کرامت است؛ مدیریتی که در آن قدرت ابزاری برای خدمت است و خدمت، تجلی‌گاه انسانیت. سازمان اخلاقی، مقدمه سازمان پیش‌رو است؛ سازمانی که در رفتارهای اخلاقی با چالش روبه‌روست، نمی‌تواند سازمانی پیش‌رو و بالنده باشد. پس بیایید پیش‌روی را از اخلاق آغاز کنیم و بالندگی را در کرامت انسان جست‌وجو کنیم.
  • گروه خبری : اخبار عمومی,اخبار مهم-اطلاعیه
  • کد خبر : 136425
کلمات کلیدی
مجتبی  رضایی
خبرنگار

مجتبی رضایی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

سایر پیوندها
متن استاتیک شماره 10 موجود نیست
گفتگو انلاین

سامانه ی گفتگوی آنلاین