سید بهنام مهردل - مدیرکل آموزش فنی و حرفهای استان مازندران
گذار به اقتصاد خانوادهمحور، طلوع امید در افق توسعه اقتصادی ایران
آمارهای رسمی سال ۱۴۰۴ اگرچه نرخ مشارکت اقتصادی ۴۰.۶ درصدی و سهم ۱۳.۶ درصدی زنان را به تصویر میکشند، اما این ارقام در عین هشدار، نویدبخش ظرفیتی عظیم و بکر برای جهشی تاریخی هستند. در حالی که نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی به ۱۰.۴ درصد رسیده و ۳۹ درصد از کل بیکاران را تحصیلکردهها تشکیل میدهند و متوسط طول تحصیلات عالی به بیش از ۱۲.۵ سال افزایش یافته است، این جمعیت تحصیلکرده و جوان، دقیقاً همان سرمایهای است که میتواند موتور محرک تحول اقتصادی باشد. ایران با داشتن حدود ۲۴ میلیون نفر جمعیت جوان، یکی از جوانترین کشورهای منطقه به شمار میرود و این پنجره جمعیتی، فرصتی طلایی برای گذار از الگوی سنتی به اقتصادی پویا و خانوادهمحور است؛ نسلی که در آن دیگر چشم تمام اعضای خانواده به دستهای یک نفر دوخته نیست تا بار مخارج زندگی را بر دوش بکشد، بلکه نسلی که با تمام قدرت، مهارتها را به عرصه خانواده میآورد و اگر آموزشهای فنی و حرفهای در تکتک خانوادهها گسترش یابد، تحقق شعار «هر خانه یک کارخانه» دور از دسترس نخواهد بود و این مشارکت جمعی، خانوادههای مصرفکننده را به واحدهای مولد، کارآفرین و درآمدزا تبدیل میکند که نتیجهاش همراهی، تولید، اشتغال و آیندهای پایدار است. مقایسه میانگین سنی کارآفرینی در ایران با کشورهای پیشرو، نشان میدهد که ۴۶.۲ درصد از کارآفرینان ایرانی، فعالیت خود را بین ۲۵ تا ۳۵ سالگی آغاز میکنند؛ بازهای که با بلوغ فکری و تجربه زیستی همراه است و میتواند به کسبوکارهایی پایدار و اثرگذار منجر شود. در حالی که در کانادا میانگین سن کارآفرینی ۲۵ سال و در هند ۲۷ سال است، ایران با جمعیتی که میانگین سنی ۳۳.۶ سال دارد، از مزیت نسبی نیروی کار با تجربهتر و بالغتر برخوردار است که میتواند در ایجاد کسبوکارهای دانشبنیان و خلاق، نقش مؤثری ایفا کند. این ویژگی، همراه با ظرفیتهای بینظیر ایران در حوزههای فناوری اطلاعات، صنایع خلاق، گردشگری و کشاورزی هوشمند، بستر مناسبی برای شکلگیری اقتصاد خانوادهمحور فراهم آورده است که در آن هر عضو خانواده، از زن خانهدار تا جوان جویای کار، میتواند بر اساس مهارت و علاقه خود، سهمی در تولید و ارزشآفرینی داشته باشد. تجربه کشورهای موفق، چراغهایی فروزان در مسیر تحول ایران هستند. عربستان سعودی در کمتر از یک دهه، نرخ مشارکت زنان را از ۱۷.۴ درصد به ۳۶.۳ درصد رساند و نشان داد که اراده سیاسی، سریعترین مسیر تغییر است. ویتنام با اجرای اصلاحات «دوی موی»، از یک کشور جنگزده و فقیر، به اقتصاد پویایی با رشد ۸.۰۲ درصدی در سال ۲۰۲۵ تبدیل شد و ثابت کرد که تغییر نگاه از اقتصاد متمرکز به اقتصاد خانوادهمحور، میتواند معجزهای اقتصادی بیافریند. مجارستان نیز با سیاستهای مالیاتی خانوادهمحور، نشان داد که چگونه میتوان با ابزارهای اقتصادی، ساختار جمعیت و مشارکت را متحول کرد. ایران نیز با تکیه بر پیشینه تمدنی خود، سرمایههای انسانی غنی و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، میتواند در افقی نهچندان دور، به الگویی برای کشورهای منطقه در تحقق اقتصاد خانوادهمحور تبدیل شود؛ اقتصادی که در آن هر خانواده، یک واحد تولیدی کوچک اما پویاست و هر خانه، مرکز خلاقیت و کارآفرینی. در این چشمانداز روشن، مهارت، کلید طلایی ورود به عرصه تولید خواهد بود و مدرک، بهتنهایی دیگر نمیتواند دروازههای اشتغال را بگشاید. اقتصاد خانوادهمحور، بر خلاف اقتصاد سرپرستمحور که نیمی از سرمایههای انسانی را به حاشیه میراند، به هر عضو خانواده، فارغ از جنسیت، فرصتی برابر برای شکوفایی میدهد. آیندهای که در آن هر زن ایرانی، با مهارتی که آموخته، نه تنها در خانه، بلکه در عرصه تولید نقشآفرین است؛ هر جوانی، با نوآوری و خلاقیت، نه به دنبال شغل، بلکه خالق شغل میشود؛ و هر خانواده، به جای اتکا به یک درآمد، شبکهای از درآمدهای پایدار و متنوع را تجربه میکند. بر اساس تخمین بانک جهانی، بستن شکاف جنسیتی اشتغال در منطقه میتواند تولید ناخالص داخلی سرانه را تا ۵۰ درصد افزایش دهد و ایران با بهرهگیری از این ظرفیت، میتواند در مسیر رشد اقتصادی پایدار و شکوفایی همهجانبه گام بردارد. این، نه یک رویای دستنیافتنی، بلکه واقعیتی است که با همت جمعی، اصلاح ساختارهای آموزشی، حمایت هوشمندانه از کارآفرینی و ایجاد بسترهای قانونی مناسب، در همین نسل جوان و باانگیزه ایران امروز، به وقوع خواهد پیوست؛ نسلی که آیندهای پرامید و درخشان را برای کشورش خواهد ساخت و نام ایران را در میان الگوهای موفق توسعه، برای همیشه ثبت خواهد کرد.

نظر دهید