شعار سال
شنبه 20 تیر 1405

آشنایی با سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور وابسته به کار و امور اجتماعی بر اساس ماده ۱۵۱ قانون برنامه سوم ، متولی آموزشهای فنی و حرفه ای کوتاه مدت بوده که فعالیتهای آموزشی خود را در دو بخش دولتی و غیر دولتی سازماندهی نموده است . این سازمان علاوه بر ستاد مرکزی ، دارای ۲۹ اداره کل و مدیریت در سطح کشور و یک مرکز تربیت مربی می باشد و به منظور دستیابی به تازه های علوم و فن آوری روز و همگامی با استانداردهای بین المللی ، همواره سعی بر گسترش روابط بین المللی از جمله سازمان بین المللی (ILO) نموده است . در این راستا صرفنظر از تفسیر کلیت ساختار تشکیلاتی ، صرفاًدر قسمت آموزش ، فعالیتهای خود را در چارچوب محورهای ذیل مطابق با استانداردهای بین المللی انجام می دهد .

پژوهش

پژوهش یکی از محورهای اساسی فعالیت سازمان به شمار می رود که چالشهای اصلی بین آموزشها با بازار کار و صنایع را مرتفع می سازد و عموماً در زمینه های شناسائی صنایع و مهارتهای موجود در آنها ، گردآوری اطلاعات مورد نیاز برای تهیه و تدوین استانداردهای مهارت و آموزش و نرم افزار و سخت افزار آموزشی و کمک آموزشی ، مطالعه و بررسی روشها و سیستمهای آموزشی موجود در سایر سازمانهای داخلی و خارجی ، مطالعه و پیشنهاد روند جابجایی نیروی کار و بالا بردن مهارت کارگران شاغل فعالیت می کنند .

آموزش

رکن اصلی فعالیتهای سازمان ، آموزش است که عملیات اجرایی آن مأموریت و هویت سازمان را شکل می دهد و در قالب دوره های ۳ تا ۲۴ ماهه با : آموزش در مراکز ثابت ، آموزش توسط تیمهای سیار ، آموزش در پادگانها ، آموزش در مراکز جوار کارخانه ، آموزش ضمن کار ، آموزش تعلیمات سرپرستی ، آموزش خودیاری فنی ، آموزش در مرکز تربیت مربی و آموزش در آموزشگاههای آزاد نسبت به تأمین و تربیت نیروی ماهر مورد نیاز بخشهای مختلف صنعتی ، کشاورزی ، خدماتی کشور اقدام می کند .

آموزش در مراکز ثابت

اینگونه آموزشها که عموماً آموزشهای پایه ای و تخصصی می باشند عمدتاً در کارگاههایی که مجهز به تجهیزات و ماشین آلات ویژه ای است که در محل ثابتی مستقر گردیده اند ، اجرا می شود . در حال حاضر سازمان دارای ۵۳۸ مرکز در سطح کشور است که از این تعداد ۲۰۶ مرکز ویژه خواهران ، ۲۵۲ مرکز ویژه برادران و ۸۰ مرکز دو منظوره می باشد .

آموزش توسط واحدهای سیار

واحدهای سیار کارآموزی به منظور جبران کمبود مراکز ثابت در نقاط دور دست و فاقد مرکز که مستلزم هزینه سنگین احداث مرکز می باشد و لزوم سرمایه گذاری کلان در آن نقاط مقرون به صرفه نبوده ، طراحی شده است . هر یک از این واحدها از ترکیب یک و یا چند نفر مربی در رشته های متنوع آموزشی با تجهیزات مربوطه تشکیل شده و از مراکز ثابت به نقاطی که داوطلب کارآموزی به اندازه کافی داشته باشند ، اعزام می شوند و آموزشهای مربوطه را در منطقه مورد نظر اجرا نموده و سپس به محل ثابت خود باز می گردند .

آموزش در پادگانها

به منظور احراز شرایط اشتغال جوانان بعد از خدمت سربازی ، طرحی تحت عنوان طرح آموزش فنی و حرفه ای سربازان در دوره مقدس سربازی توسط سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور در بهمن ماه ۱۳۷۱ تهیه و پس از تصویب هیئت محترم دولت و اخذ مجوز از مقام معظم رهبری و موافقت معظم له ، آئین نامه اجرایی آن به نیروهای مصلح و ادارات کل آموزش فنی و حرفه ای سازمان در کشور ابلاغ گردید . طبق این قانون سازمان با همکاری مسئولان اداره آموزش پادگانها در نشستهای کارشناسی ، پس از برنامه ریزی و توافقهای لازم بر اساس استانداردها به آموزش سربازان در محل پادگانها می پردازد و پس از پایان دوره و انجام آزمون ، گواهینامه به آنها اعطاء می گردد .

آموزش در جوار کارگاه و بین کارگاهی

این مراکز به منظور گسترش آموزشهای فنی و حرفه ای و تأمین نیروی انسانی ماهر ، مورد نیاز صنایع می باشند و نسبت به آموزش رشته های مورد نیاز با نظارت و هدایت آموزشی اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان ، فعالیت می نمایند . مرکز جوار کارگاهی مرکزی است که از لحاظ تجهیزات آموزشی ، مستقل از جریان خط تولید بوده و هر واحد به تنهایی یا چند واحد به اشتراک می توانند آن را تأسیس و اداره نمایند .

آموزش ضمن کار و حین کار

این آموزشها به منظور افزایش مهارت شاغلان در صنعت انجام می گیرد .

آموزش ضمن کار

آموزشی که در خط تولید کار و یا خارج از محیط کار انجام می گیرد .


آموزش حین کار

این آموزش در محل کار و در حین انجام کار واقعی بدون منفک شدن شاغل از کار صورت می پذیرد .

آموزش تعلیمات سرپرستی

دوره های آموزشی ویژه سرپرستان شاغل یا افرادی که در آینده به سمت سرپرستی منصوب می شوند ، می باشد که در واحدهای صنعتی و تولیدی به منظور ارتقاء بینش و توانایی شغلی افراد مذکور تشکیل می شود .


آموزش توسط آموزشگاههای آزاد

لزوم فراگیری فن و حرفه برای کلیه اقشار کشورامکانات وسیعی را طلب می کند که توان تأمین آن از مجرای دولتی مقدور نیست و لذا به استناد تبصره ماده ۱۱۱ قانون کار جمهوری اسلامی ایران به سازمان آموزش فنی و حرفه ای اختیار داده شد تا با استفاده از جلب مشارکت بخش خصوصی نسبت به تأسیس آموزشگاههای فنی و حرفه ای آزاد و مؤسسات کار آموزی آزاد اقدام نماید .

آموزش در مرکز تربیت مربی

یکی دیگر از محورهای آموزشی سازمان ، آموزش استادکاران و مربیان آموزشی به منظور تأمین کادر آموزشی مورد نیاز صنایع و مراکز آموزش فنی و حرفه ای کشور است که در مرکز تربیت مربی سازمان صورت می گیرد . این مرکز یکی از مراکز منحصر به فرد آموزشی در خاورمیانه است که از تجهیزات و امکانات ویژهای برخوردار می باشد که به طور مستمر فن آوریهای جدید را در عرصه صنعتی کشور تحت نظارت و ارزیابی داشته و تلاش می کند تا دانش بکارگیری فن آوریهای جدید و روش انتقال آن را میسر سازد .

آزمون ( تعیین مهارت و صلاحیت فنی )
یکی از محورهای فعالیتی سازمان که در واقع شاخص ارزیابی توانایی آموزشهای اجرا شده و مهارت کسب شده می باشد آزمون فنی است که معمولاً در دو مرحله کتبی ( نظری ) و عملی به عمل می آید و کسانیکه در آزمون کتبی توفیق یابند حق شرکت در آزمون عملی را نیز خواهند داشت . آزمون فنی از کلیه آموزش دیدگان در مراکز آموزشی سازمان و آموزشگاههای آزاد و هر فردی که متقاضی تعیین مهارت فنی باشد صورت خواهد گرفت . هم چنین از متقاضیان کارت مربیگری و اخذ امتیاز تأسیس آموزشگاهها و تعیین صلاحیت فنی صنوف مختلف نیز توسط واحدهای آزمون سازمان در رشته های مورد تقاضا آزمون به عمل می آید و به افرادیکه دارای مهارت لازم باشند گواهینامه معتبر اعطاء می شود .

  • 1405/03/30 - 10:37
  • - تعداد بازدید: 21
  • - تعداد بازدیدکننده: 21
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه
یادداشت مهارتی:

تحول در حکمرانی و اقتصاد مهارت؛ از تصدی گری به تنظیم گری، مشارکت جویی و تقاضا محوری

سید بهنام مهردل مدیرکل آموزش فنی حرفه‌ای استان مازندران قرن‌هاست که دولت، خود را در هیئت بنایی تصور کرده که باید خشت به خشت، دیوار توسعه را بالا ببرد. این تصویر مردانه و پرزحمت، اگرچه در گذشته افتخارآفرین بود، اما امروز به تراژدی منابع هدررفته بدل شده است. دولتی که منابع دارد اما نمی‌تواند مولدشان کند، همچون بنایی است که انبارش لبریز از آجر و سیمان است، اما نقشه ساختمان را گم کرده است. در این میانه، معماری نوین حکمرانی، زمزمه می‌کند که عصر «دولت کارگر» به سر آمده؛ دولتی که عرق می‌ریزد، مصالح مصرف می‌کند، اما سرپناهی در خور اهلش نمی‌سازد. ما به «دولت معمار» نیاز داریم؛ دولتی که نه خود می‌سازد، که امکان ساختن را طراحی می‌کند، استانداردها را ترسیم می‌کند، زمین را هموار می‌سازد و سپس کنار می‌ایستد تا جامعه، با دستان ماهر خود، بنایی را برافرازد. تنظیم‌گری، همین کنش معمارانه است. در سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای، ما وارث سنت سنگین تصدی‌گری بوده‌ایم؛ سنتی که در آن، دولت خود آموزگار، خود کارفرما، خود آزمونگر و خود مصرف‌کننده خدمت بود. این چرخه بسته، در بلندمدت می‌توانست نوعی خودفریبی سازمانی را دامن بزند که در آن، «ارائه آموزش» به مثابه «ایجاد اشتغال» جا زده شود. اما تنظیم‌گری، این طلسم را شکست. دولت معمار، دیگر وارد مصالح و ملات نمی‌شود؛ او «کدهای ساختمانی مهارت» را می‌نویسد، «پلان شایستگی» را ترسیم می‌کند، «مهندسان ناظر» را بر کیفیت می‌گمارد و سپس عقب می‌نشیند تا بخش خصوصی، تشکل‌های صنفی، و نهادهای اجتماعی، ساختمان مهارت را با خلاقیت خود برپا کنند. این یعنی گذار از «ارائه‌دهنده خدمات» به «تضمین‌کننده کیفیت زیست‌بوم». اما این گذار، مستلزم کارهای نهادی عمیق و دردناکی است: بازتعریف مأموریت‌ها، اصلاح ساختارهای سازمانی کهنه، تدوین نظام‌نامه‌های اعتباربخشی و رصد کیفیت، و مهم‌تر از همه، تربیت نسلی از کارشناسان که منطق «نظارت» را جایگزین منطق «تصدی» کنند. اینها کارهای خاموش و کم‌فروغی است که در دل اتاق‌های فکر سازمان رخ می‌دهد، نه در هیاهوی افتتاحیه‌ها. اما معمار تنها، حتی اگر درخشان‌ترین طرح را هم در سر داشته باشد، بدون مشارکت ساکنان ساختمان، محکوم به ساختن فضاهایی بی‌روح و ناکارآمد است. مشارکت‌جویی در اینجا، نه یک اداپتاسیون دموکراتیک تشریفاتی، که یک ضرورت معرفت‌شناختی است. هیچ عقل مرکزی‌، هرچند مجهز به مدرن‌ترین داده‌ها، توان فهم هزاران نیاز ریز و درشت بازار مهارت را ندارد. این دانش، نزد بازیگران محلی، بنگاه‌های اقتصادی، و کارآفرینان خرد پراکنده است. دولت معمار، باید فروتنانه بپذیرد که برای طراحی درست، به همفکری ساکنان آینده نیاز دارد. برون‌سپاری، هیئت امنایی شدن مراکز، و مردمی‌سازی، نه روشی برای کاهش بار مالی دولت، که فناوری هوشمندانه‌ای برای گردآوری هوش جمعی و تزریق آن به شریان‌های یک نظام مهارتی خشکیده است. و سرانجام، جهت‌نمای این معماری نوین، چیزی نیست جز تقاضامحوری. پارادایم قدیم، عرضه‌محور و تخیلی بود: سازمانی که پشت درهای بسته، دوره‌ها را طراحی می‌کرد و سپس با حیرت نظاره‌گر بی‌استقبالی بازار بود. تقاضامحوری یعنی چرخش ۱۸۰ درجه‌ای لنگرگاه سیاست‌گذاری. در این منطق، نقطه آغاز، نه آنچه سازمان «می‌تواند» ارائه دهد، که آنچه بازار «به آن میل دارد و می‌خرد» است. این یعنی سازمان، از برج بخشنامه‌ها فرود می‌آید، گوش به زمین می‌گذارد و صدای واقعی اقتصاد را می‌شنود. وقتی یک بنگاه اقتصادی، سفارش یک مهارت خاص را می‌دهد، آنگاه کارگاه گشوده می‌شود. این همان لحظه جادویی پیوند آموزش با اشتغال و تولید است؛ لحظه‌ای که منابع خفته دولت، از خواب گران بروکراسی بیدار می‌شوند و به جریان خون اقتصاد بدل می‌گردند. این است راز مولدسازی منابعی که تا دیروز، بی‌آنکه بدانیم چرا، در خاموشی و سکون، پیر می‌شدند.

  • گروه خبری : اخبار عمومی,اخبار مهم-اطلاعیه
  • کد خبر : 132360
کلمات کلیدی
فریده مدانلو
خبرنگار

فریده مدانلو

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

سایر پیوندها
متن استاتیک شماره 10 موجود نیست
گفتگو انلاین

سامانه ی گفتگوی آنلاین